بنام خدا
"هوشمندي و هدف از مهمترين ابزارهاي كوهنوردي هستند"
تقدیم به :
دوستی که عاشقانه از کوه می گوید!

آقای احمد صیدی پیشکسوت فن کوهنوردی
تاريخ صعود: هفدهم و هجدهم بهمن ماه 1387
همنوردان: محمدرضا مرادي – جواد خانلري
روز پنج شنبه ظهر ساعت 12:30 از قرارگاه كوهنوردي روستاي تيان به سمت منطقه چال بوران به راه افتاديم.بارش هاي سال جاري نسبت به سال هاي گذشته به طرز چشم گيري كاهش يافته بود و مسير از برف كمتري پوشيده شده بود. در ابتداي مسير رد پاي تيم ديگري كه به سمت بالا حركت كرده بود مشاهده شد.

دورنمای قله
هواي عالي و آسمان آبي به همراه نسيم سردي كه مي وزيد زيبايي خاصي به منطقه داده بود. پس از سطح كفي اول ، از مسير پاكوب جدا شده و مسير جديدي را براي ادامه انتخاب كرديم و از گردنه اي كه پناهگاه گل گل نمايان مي شود مسير تيم قبلي را كه مسير نرمال جانپناه گل گل بود، كاملا رها كرده و از مسيري بالاتر كه برف كمتري ( حدود 30 سانتي متر) داشت تا تنگه اول چال بوران ادامه داديم و با رسيدن به رد پاي همان تيم فهميديم كه آنها نيز به چال بوران آمده و قصد صعود به ميرزايي را دارند.وقتي بر روي گرده اصلي ميرزايي رسيديم چادر تيم حاضر در منطقه را ملاحظه كرديم و متوجه حضور دو كوهنورد خوب همشهري مان ، آقايان مهدي عابدي و بابك حقدادي شديم. پس از احوالپرسي در فاصله حدودا پانزده متري چادر خود را برپا كرديم. شش ساعته تا اينجا آمده بوديم.
شب را به استراحت و محيا كردن وسايل و آماده كردن آب براي صعود فردا گذرانديم. اين در حالي بود كه صداي موسيقايي باد و خش خش منظم برف ها به گوش ميرسيد و برف پودري باعث شده بود كه اطراف چادر پر از برف شود.
صبح جمعه پس از صرف حليم صبحانه ، در ساعت 7:30 و تقريبا با فاصله يك ساعت از تيم دوستان همشهري به سمت تيغه ها به راه افتاديم. باد شديد ، سرما را بيشتر مي كرد . بوران واقعي اينجا معنا پيدا مي كرد. شدت باد و بوران ( بادروبه ) به حدي بود كه اگر پنج دقيقه بين نفرات فاصله مي افتاد جاي پاي نفر جلويي از بين مي رفت. روي گرده و بيشتر سمت راست آن برف كمي وجود داشت و در بعضي قسمت ها اصلا برفي وجود نداشت اما در برخي قسمت ها هم مجبور به برف كوبي در حد يك متر بوديم. تا زير تيغه ها و بين سنگ هاي اول مسير بدون توقف و با زمان يك و نيم ساعت حركت كرديم. لا به لاي سنگ ها و شكافها از برف هاي منجمد يا بهتر مي توان گفت يخ هاي سفيد رنگ پر بود. جا به جايي هواي سرد و گرم كه موجب تشديد سرعت باد مي شد و وجود چاه هاي هوايي در كنار ديواره هاي مسير باعث آن شده بود كه برفهاي كف چال بوران و دره هاي آن به سمت بالا حركت كرده و به طرز عجيبي به ما برخورد كنند . همين وضعيت ما را مجبور مي كرد كه در اكثر نقاط مسير در حالت بي تعادلي حركت كنيم. خطر پرت شدن هر لحظه در كمين بود و تاكيد و تاكيد براي هميشه آماده بودن براي پيشگيري از اين واقعه از سوي باد ، باعث شده بود كه هيچ گاه كمتر از سه نقطه اتكا بدن را به كار نگيريم ، حتي در بخش هايي كه شيب كمي داشت.

محمدرضا مرادی و جواد خانلری روی تیغه
برای دیدن باقی گزارش ادامه مطلب رابخوانید