تبليغاتX
گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع
دست نوسته هایی از کوچکترین کوهنورد دنیا

به نام خدا

به پیشنهاد دوست خوبم بهنام عندلیب تصمیم گرفتم گزیده ای از خاطرات سال 85 رو به عنوان یادگاری تو وبلاگ بنویسم.
خاطراتی از دنیای کوهنوردی ، فلسفه زندگی و... چه خوب چه بد.چه زیبا و چه زشت ولی امیدوارم سعی کنیم که فقط خوب خوباش رو تو ذهنمون بایگانی کنیم و خاطرات ناخوشایند و بد رو کناری بریزم و فراموش کنیم.

اولین خاطره سال هشتاد و پنج تو لجور اتفاق افتاد . زمانی که با دوتا از بچه ها برای سال تحویل رفته بودیم لجور.یکی از شبهای به یاد موندنی همون شب بود.

سیزده به در (روز طبیعت )پارسال هم با دوتا دیگه از بچه ها رفتیم محل کنگره( محلی برای سنگ نوردی مقدماتی) که اون برنامه هم خیلی حال داد.

وای که خاطرات بد شروع شد.شناختن کوهنوردایی که به عنوان پیش کسوت و مربی دارن فعالیت میکنن از لحاظ اخلاقی ، یکی از بد ترین حالت هایی هست که شما رو از لحاظ روحی خراب میکنه. قرار بود یه تیم برای صعود موستاق آتا اعزام بشخ و خلاصه اردو و اردو بازی تا اینکه یه دو سه روز قبل از اعلام اسامی فهمیدم اسم یه نفر دیگه رو به جای اسم من نوشتن حالا چرا؟ چون من پاسپورت نداشتم و اگر اون نفری که گفتم یه هفته زودتر به من خبر داده بود من می تونستم جورش کنم ولی...
جالبش اینجا بود که اسم اون نفری که به جای من اسمش رو رد کرده بودن اصلا فنیکار نبود و کوهنورد قله رو یا در واقع گل گشتی بود. حتی برای برنامه های آمادگیشون کفش و گرتکس و ... رو از خودمن میخواست بگیره.

خاطره بد بعدی زمانی بود که تو پل خواب آسیب دیدم و هنوزم که هنوزه آثارش تو بدنم هست.

خاطره بعدی مال فارق التحصیلی دانشگاهه.

یه اتفاق نیک. آشنا شدن با یه دوست خوب که تازه میخواست کوهنوردی رو شروع کنه و از من خواست که به عنوان همنورد در کنارش فعالیت کنم.

خاطره به یاد موندنی بعدی تو دماوند اتفاق افتاد و زمانی بود که یه کوهنورد روسیادم مغزی ، هایپوترمی و ارتفاع زدگی رو با هم به عنوان یادگاری از دماوند تجربه کرد و من تونستم علی رغم میل زیاد به صعود قله از بارگاه سوم به پایین برگردم و کمکی خیلی خیلی ناچیز بهش بکنم.

واما بد ترین خاطره سال:
شکستن کفشم که باعث شده از اون موقع تا حالا روحیه شادابی رو از دست بدم و دیگه اون بشاش بودن قبل رو نداشته باشم.صعود های زمستونه مختلف ، اردوهای تیم ملی و... همگی پریدند.

خاطرات آخری هم صعودهای زمستونه دیواره لجور بود که از همه با ارزش تو برای خودم صعود انفرادی مسیر فراز بود که یک نوع رکورد محسوب میشه و هیچ وقت از خاطرم پاک نمیشه.

در کل سال هشتاد و پنج سال خوبی بود امیدوارم سال آتی برای همه کوهنوردا و ورزشکاره سال پر باری باشه و همه اون طوری که میخوان بتونن برنامه ریزی کنن و طبق اون برنامه پیش برن.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/09ساعت 11:11  توسط علی قادری  |