تبليغاتX
گزارشات صعودبه قلل ودیواره های مرتفع
دست نوسته هایی از کوچکترین کوهنورد دنیا

بنام خدا

تاريخ :11 الي 13/8/84

اعضاي گروه :محمد رضا مرادي-محمد حسين مرادي-سيد علي قادري

سرپرست فني:سيد علي قادري

روز چهارشنبه عصرساعت 16:30،به اتفاق دوستان راهي نهاوند شديم تا از آنجا به كرمانشاه عظيمت كنيم . متاسفانه در بين راه ماشين دربستي خراب شد و ما مجبور شديم از ملاير با ماشين ديگري به راه خود ادامه دهيم.ساعت حدودا 22:30 به بيستون رسيديم .هوا كاملا ابري و مايل به بارش بود در حين خوردن شام باران نسبتا شديدي شروع به باريدن كرد . شب را به صبح رسانده و بعد از خوردن صبحانه مشغول به آماده شدن براي صعود به مسير هاي مصنوعي فرهاد تراش شديم.چون محمد رضا و حسين تا كنون مسير هاي مصنوعي را صعود نكرده بودند روز اول را به آموزش اين دو نفر اختصاص دادم و اما روز دوم به همراهي تيمي ديگراز اراك شروع به صعود كرديم . مسير هايي با نام هاي مختلف كه همگي از درجه سختي بالغ بر A۱-A۲   بودند.فاصله مياني هاي زياد و نا مطمئن كه باعث سختي مسير ميشد .جمعه عصر هم با خداحافظي از دوستان  به سمت اراك حركت كرديم.

مسير هاي صعود شده:

پيمان – دالون- كلاهك ميراژ –كلاهك سحر

با تشکر فراوان از جناب مجتبی عباسی به خاطر راهنمایی ها و سایلی که در اختیار ما قرار دادند

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/14ساعت 9:29  توسط علی قادری  | 

بنام خدا

تاريخ: 15/7/84

اعضاي تيم:حميد مهرباني – ولي خسروي –سيد علي قادري

جمعه صبح به همراه دوستان به سمت لجور حركت كرديم تا رسيدن و خوردن صبحانه كمي هم وقت براي آماده شدن ، ساعت 10:30 به سمت ديواره حركت كرديم. مسير مصنوعي با درجه تقريبا خوب را توانستيمدر عرض 1:5 ساعت صعود كرده و به پناهگاه برگرديم. با اسرار  حميد كه من كار دارم و بايد زود تر برگردم ، ناهار نخورده به سمت اراك باز گشتيم و ساع 14:20 هم اراك بوديم. برنامه تقريبا جالبي بود اما  چنان باد شديدي در حال وزيدن بود كه ركاب هاي فلزي سنگين من هم بر روي ديواره به حركت در مي آمد و خستگي منو چند برابر مي كرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/14ساعت 9:28  توسط علی قادری  | 

بنام خدا

روز شنبه بعد ازظهر پس از جمع آوري دوستان دانشجو ساعت 16:30 با ميني بوس  از اراك به سمت ازنا حركت كرديم.ساعت 18 به ازنا رسيده و به سوي روستاي دره تخت و سپس كمندان،مبدا صعود عظيمت كرديم.حدود ساعت 19:30 در روستاي كمندان و در كنار رودخانه و تأسيسات پرورش ماهي،آماده حركت به سمت پناهگاه مرحوم كامران سليماني شديم.پناهگاه درارتفاع 2800 متري واقع شده واز مزاياي اين پناهگاه، سهولت دسترسي به آب مي باشد.ساعت تقريباً22:30 بود كه به پناهگاه رسيديم.پس از صرف شام كوهنوردان داخل كيسه خوابهاي خودشبي آرام همراه با آسماني تيره كه ستارگان روشن را در بر داشت به صبح رساندند.

صبح روز يكشنبه 19/4/84 ساعت 7 صبح پس از صرف صبحانه به سمت قله حركت خود را آغاز كرديم.يكي از مزيتهاي اين قله وجود آب فراوان در دامنه آن است كه اين امر به دليل يخچالهاي وسيع در منطقه است ، بطوريكه تا نزديكي هاي قله آبي خنك و گوارا در دسترس است. پس از پشت سر گذاشتن مسيرهاي سنگي كه احتياج به سنگنوردي داشت در ساعت11:30 موفق به فتح قله كل جنون شديم.تيم مادر اين صعود توانسته بود تيغه هاي خطرناك ،بادگير ودر عين حال زيبا را شكست دهد و بر روي قله بايستد.

حال موقع باز گشت بود،ميدانيم هميشه بازگشت از صعود در كوهستان مشكل تر است.باتوجه به حجم عظيم يخچالها و ديواره هاي مسير، كار كمي مشكل بود.با دقت و با احتياط مسير برگشت را در پيش گرفتيم تا در ساعت 15:30 به پناهگاه رسيديم و پس از خوردن نهار به سمت روستاي كمندان به را افتاديم.

ساعت 19:30 از روستا با ميني بوس به اراك برگشتيم و در ساعت 22:30 همگي با سلامت به ديار خود بازگشتيم.

كل جنون كلمه اي محلي است و به معني كوه صدادار مي باشد.بهمن هاي اين منطقه در زمستان بسيار مهيب و خطرناك است و  صداي زيادي كه به وجود مي آورد گاهاً تا كمندان هم ميرسد و به اين دليل است كه اين نام را بر آن نهاده اند.

 

 

اعضاي تيم:

مرتضی خلج -مجيد خلج –محمدحسين مرادي–محمدرضامرادي-مجتبی فراهانی-ولی خسروی -پژمان ظفری-مژگان صوفی

سيد علي قادري

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/09ساعت 6:52  توسط علی قادری  | 

بنام خــدا

تاريخ 30/6/84

اعضاي تيم: حسين مرادي –سيد علي قادري

ساعت 17:30  بعد از خريد مقداري غذا و تنقلات  در ايستگاه راه آهن منتظر قطار تهران جنوب شديم. بالا خره قطار ساعت 17:50 بود كه بعد يك تاخير طولاني سوار قطار شديم تا ساعت 18:15 قطار حركت كرد.

ساعت 21:30  ايستگاه در بند:

بعد از پياده شدن به سمت روستاي تيون حركت كرديم . پس از گذراندن  مسير روستا ساعت22:20 دقيقه به روستا رسيديم يك راست سراغ آقاي عباس جوانمرد مسئول قرار گاه تيون رفتيم بعد ز باز كردن در قرارگاه با عباس آقا خداحافظي كرديم و مشغول خوردن شام و بعد هم خواب شديم.

31/6/84    ساعت 5:30 از خواب بيدار شديم و تا خوردن صبحانه  و جمع كردن كوله ساعت 6:30 به سمت پناهگاه گل گل به راه افتاديم .

ساعت 10:20  پناهگاه گل گل:

 سكوت عجيبي  بر منطقه حكم فرما بود فقط صداي راديوي عتيقه حسين مي توانست اين سكوت را در هم بشكند .ظهر بود كه دو كوهنورد همشهري اما نا آشنا به پناهگاه آمدند . آنها صبح از اراك حركت كرده بودند.

ما ساعت15:30 به سمت چال كبود حركت كرديم .در راه  هم تنها ما دو نفر بوديم و بس. ساعت  به 18:00 پناهگاه چال كبود رسيديم خيلي خسته بوديم و به خاطر بار زيادي كه با خودمون حمل كرده بوديم بسيار تشنه پس بساط چاي رو بر پا كرديم و بعد هم به قصد چرتي كوچك تا ساعت 2 بامداد خوابيديم.

ساعت 2:00 

حسين رو بيدار كردم يه چيزي درست كرديم و خورديم و به قصد صعود به قله گل گل به راه افتاديم.

ساعت5:20 صبح بر روي قله گل گل بوديم .مسير رو در سرمايي نزديك به صفر درجه طي كرديم .حتي الآن هم فكرش تنم رو مي لرزونه... اونم شبونه.

از روي قله تصميم گرفتيم كه خط الرأس رو تا قله گل گهر و بعد كولو لايو و بعد هم سن بران ادامه بديم . همين كار روهم كرديم و ساعت 10:00 بود كه تونستيم به پناهگاه بر گرديم. ديگه استراحت نكرديم و سريع به سمت پايين حركت كرديم

از بخت سوخته من ده دقيقه بود كه راه افتاده بوديم،ناگهان پاي راست من ليز خورد و با تمام وزن خودم و كوله روي پاي چپم خراب شدم اونم طاقت نياورد و چنان پيچ حورد كه از فشار درد چشمام سياهي رفت.

نيم ساعت ماساژ و آب سرد و باند كشي و ... خلاصه به راه افتاديم. نهار رو تو گل گل خورديم و سريع به سمت تيون به راه افتاديم تا لا اقل به قطار شب برسيم.خلاصه لنگون ساعت 21:45 به تيون رسيديم و با ماشين يكي از اهالي روستا به ايستگاه اومديم به طوري همزمان به قطار رسيديم كه مجبور شديم از زير قطار عبور كنيم.به اراك برگشتيم ساعت تقريبا 1:00 بامداد بود .

خدا رو شكر به خير گذشت و تنها چند هفته اي مثل تيمور لنگ زندگي مي كردم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 21:19  توسط علی قادری  | 

بنام خدا

تاريخ 5/8/84

اعضاي گروه : محمد رضا مرادي .حسين مرادي . سيد علي قادري

پنجشنبه ساعت 16:45 از اراك به سمت لجور حركت كرديم. پس از گذراندن روستاي فـّر در دامنه كوه قرار گرفتيم. تا پناهگاه تقريبا يك و نيم تا دو ساعت كوهنوردي همراه با سنگ رو پشت سر گذاشتيم. من جلوتر حركت مي كردم و حسي و محمد رضا هم آسه آسه مسير رو گز مي كردند.

افطار رو خورديم .بعد از افطار در مورد مسير مورد نظر براي صعود  با بچه ها صحبت كردم:سختي مسير، تعداد كار گاه ها، زمان لازم و...

ساعت 22:30 آقايان مرتضي و مجيد خلج ،عمو و برادرزاده كوهنورد موفق به ما ملحق شدند. بعد از خوردن شام كلي صحبت در نظر آقا مجيد رو براي صعود به مسير تنوره جويا شدم گفت : بهتره يكي شون رو با خودت ببري و چون محمد رضا يك مقداري ضعيف بود و تا حالا ديواره هاي بلند رو صعود نكرده بود تصميم گرفتم كه فقط حسين رو ببرم و محمد رضا هم قرار شد با آقا مجيد كارهاي اوليه سنگ نوردي رو مرور كنند.

صبح روز جمعه به زور داد و بيداد و لگد تونستم اين دو هم نورد عزيز رو از خواب ناز بيدار كنم و براي رفتن آماده. بالا خره ساعت 9:15 شروع به صعود كرديم . حسي هم خوب ميومد . من هم سعي كردم كه بهش بد نگذره . ساعت 12 بود كه روي قله بوديم و براي بازگشت آماده مي شديم.

 

مسير تنوره:

شامل 9 طول مي باشد كه تنها پنج طول از آن احتياج به حمايت با طناب دارد مسير بازگشت از جبهه غربي ديواره كه نقاطي از آن هم با استفاده از سيم بكسل ثابت گذاري شده.

ارتفاع قله لجور 2650 است كه حدود 350 متر آن را ديواره آن تشكيل داده است .اولين مسير باز شده بر روي ديواره همين مسير تنوره است

 

*اطلا عات بعدي از اين ديواره را در اختيارتان خواهم گذاشت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 20:38  توسط علی قادری  | 

 

بنام خدا

 جمعه۲۱/۵/۸۴

مبدا صعود: روستاي گزانه

اعضاي تيم: مهران تاج آبادي - سيد علي قادري

*اين برنامه با هدف قله توچال بنا نهاده شد ولي نميدونم چرا از دماوند سر در آورديم*

ساعت ۱۶ از كنار ماشين به راه افتاديم . هوا خيلي خوب بود نه گرم و نه خيلي سرد واقعاً معتدل بود .من تا قبل از اين مسير شمال شرقي رو صعود نكرده بودم . منظره خيلي زيبايي داشت .بعد از حدود ۵:۵ساعت كوهپيمايي به محلي سر سبز ولي سرد به نام چشمه پهن کوه رسيديم .مسير دست چپ ما دره پر شيب و در عين حال زيبايي بود كه به گفته مهران اويل پاييز كه برفهاي اون آب ميشه به حالت شن اسكي در مياد و براي پاين اومدن واقعاً عاليه ،مسير  ما تقريبا مشخص  و پاكوب شده بود بعد از نيم ساعت استراحت باز به راه افتاديم .۵ ساعت هم بايد مي رفتيم تا به پناهگاه تخت سليمان مي رسيديم .يعني از دامنه تا پنهگاه چيزي در حدود يازده ساعت كوهنوردي سخت .بعضي از جاهاي مسير شيب كم و خسته كننده بود و بعضي جاهاش هم پر شيب و نفس گير.بالاخره رسيديم پناهگاهي زيبا و مقاوم و با كارايي بالا .اين پناهگاه تقريبا در ارتفاع ۴۳۰۰ متري بنا شده و ساخت اوليه اون به سال ۱۳۵۸ بر ميگرده كه تعدادي از دانشجوهاي دانشگاه صنعتي شريف اون رو ساختن.خلاصه تا ساعت يازده كه خواب بوديم  يك ساعت وسايلمون رو جمع كرديم تا آماده حركت بشيم وراه افتاديم. از پناهگاه تا قله هم تقريبا ۴ ساعت كوهنوردي سبك و لي سخت رو در پيش رو داشتيم . سبكيش به خاطر نداشتن كوله سنگين ولي سختي به خاطر ارتفاع بالا  و دماي بسيار پايين ساعت۱۵:۳۰روي قله دماون بوديم ولي متاسفانه اونقدر هوا خراب شد كه مجال موندن روي قله رو به ما نداد ميسر ۴ ساعته رو ما يك ساعته برگشتيم تصميم گرفتيم تا شب رو در پناهگاه بمونيم تا شايد صبح هوا بهتر بشه . جاي دوستان خالي در حال خوردن ناهار لقمه اي بس گران مايه در گلوي نازك من بيچاره شكست و من رو به حالت خفگي انداخت،فقط به خاطر اينكه ياد يكي از دوستانم افتادم...

فردا صبح ساعت ۷:۱۵ دقيق به سمت گزنك به راه افتاديم تقريبا ۴ ساعت تو راه بوديم تا به گزنك رسيديم.ناهار اون روز رو هم به پيشنهاد من در منطقه درا آباد خورديم

در پايان هم از دوست عزيزم مهران به خاطر تمام خوبي هاش تشكر مي كنم و از اين كه اين افتخار رو به من داد تا با هم دماوند رو فتح كنيم سپاس گذارم.

*از نقاط مشكل صعود نبود آب بعد از چشمه است كه كوهنوردان را مجبور به حمل آب زيادي براي صعود ميكند*

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/08ساعت 11:10  توسط علی قادری  |